۱۳۸۷ دی ۱۶, دوشنبه

شرکت ما



در مورد شرکتی که مدتی است به آن می اندیشیم،به وبلاگ لینک شده در لیست وبلاگها سری بزنید و نظر خود را ارائه دهید!
البته این عکس فقط یه ماکته!!!

۱۳۸۷ آذر ۲۹, جمعه


تفاوت های ایران و چین

1-تو کشور چین مردم به احترام سالروز مرگ یکی از بزرگانشون یک ساعت بیشتر از روز های دیگه کار می کنن تا به اون مرده احترام بگذارن و این یعنی یک ساعت کشور خودت رو جلو بنداز..ولی تو ایران سالروز شهادت یا وفات هر امام یا معصومی تعطیله یعنی یک روز از کل دنیا عقب بیفت.
2-اگه چین یک جنس خارجی رو وارد کشورش می کنه بعد از وارد کردن چند تا محدود دیگه وارداتش رو قطع می کنه تا با تجزیه و تحلیل اون کالاخودش اون رو بسازه وبشه صادر کننده ی اون کالا ولی ماشاالله ایران هر جنس خارجی را با تعداد میلیونی وارد می کنه تا کمر تولید کننده ی بد بخت داخلی 2 شقه بشه.
3-جوان های چینی بعد از گرفتن مدرک تحصیلی شون می رن سر کار و هیچ کاری رو عار نمی دونند حتی پست ترین کارها رو چون می دونند که به پیشرفت کشورشون کمک می کنه. ولی جوون های با مرام ایرانی سر چهاراه ها در صدد زمین زدن دختر مردم تحت هر شرایطی می باشند.گور بابای پیشرفت مملکت.
4-صرفه جویی تو کشور چین به حدیه که اگه شیر آب تصفیه رو یک دقیقه بازگذاشتی خود به خود قطع می شه و حد اقل تا دو سه دقیقه ی دیگه هم نمیاد چون اونها قدر آب رو می دونند ولی توایران یارو با شلنگ آب تصفیه باغ آب می ده عین خیالش هم نیست.گور بابای صرفه جویی برای نسل های آینده!
5-چین اقتصاد همه ی دنیا رو قبضه کرده چون می دونه با هر کشوری از چه راهی ارتباط اقتصادی برقرار کنه مثلا برای ایران تسبیح!قبله نما!!وچیز های دیگه می سازه برای کشور های دیگه هم متناسب با نیاز هاشون ارتباط برقرار می کنه. ولی ایران…….
6-اگه یه لیوان نصفه آب رو بدی به چینی جماعت میگن یه لیوان می بینیم که نصفش پره ولی اگه همون لیوان رو بدی به ایرانی جماعت همه بلا استثنا یه لیوان می بینن که نصفش خالیه!
7-بهره ی وام بانکی تو چین 2 یا 3 درصده چون می دونند که کسی که وام می گیره می خواد یه کار تولیدی راه بندازه ولی بهره های وام بانکی تو سیستم بانکداری اسلامی ایران چقدره؟!! (اینو من قبول دارم، یکی از صندوقهای خیلی معروف وام 13% میده اما : 4% کارمزد همون موقع نقدی کم میکنه و 20% از وام رو مسدود نگه میداره که هر موقع وام اقساطش تموم شد اون 20% رو میدن، خوب شما حساب کنید ببینید این وام چند % میشه، کی باید روی این جور چیزها نظارت داشته باشه ؟ آخه این درسته کسی که نیاز به وام داره رو اینجور تحت فشار گذاشت ؟)
8-چینی ها اگرچه IQ کمتری نسبت به ایرانی ها دارند ولی چیزی دارند به نام پشتکار که کمتر ایرانی از این خصیصه استفاده می کنه.
ساعتي در خود نگر تا كيستي از كجائي وز چه جائي چيستي

در جهان بهر چه عمري زيستي جمع هستي را بزن بر نيستي

متن از رویا صفری

۱۳۸۷ آذر ۳, یکشنبه

کوئیز زیر از چهار سؤال تشکیل شده که به شما خواهد گفت آیا برای این که یک مدیر حرفه ای باشید، شایستگی لازم را دارید یا نه. سؤال ها مشکل نیستند. در مورد هر سؤال اول سعی کنید خودتان پاسخ بدهید و بعد با هایلایت کردن قسمت بعد از آن سؤال، پاسخ را بخوانید تا ببینید درست جواب داده اید یا خیر. (پاسخ ها به رنگ زمینه هستند و بعد از انتخاب متن به وسیله ماوس، قابل مشاهده خواهند بود)
1- از شما خواسته شده یک زرافه را در یخچال قرار دهید. چطور این کار را انجام می دهید؟

درب یخچال را باز می کنیم. زرافه را داخل یخچال می گذاریم و سپس درب آن را می بندیم. هدف از این سؤال این است که مشخص شود آیا شما از آن دسته افرادی هستید که تمایل دارند مسائل ساده را خیلی پیچیده ببینند یا خیر!
2- حال از شما خواسته شده یک فیل را در یخچال قرار دهید. چه می کنید؟
آیا پاسخ شما این است که درب یخچال را باز می کنیم و فیل را در یخچال می گذاریم و درب آن را می بندیم؟نه! این درست نیست!پاسخ صحیح این است که درب یخچال را باز می کنیم. زرافه را از یخچال خارج می کنیم. فیل را در یخچال می گذاریم و درب آن را می بندیم. این سؤال برای این است که مشخص شود آیا شما به نتایج کار های قبلی خود و تأثیر آن بر تصمیم گیری های بعدی تان فکر می کنید یا خیر.
3- شیرشاه یک کنفرانس برای حیوانات جنگل ترتیب داده است که به جز یک حیوان، همگی حیوانات در آن حضور دارند.. آن یک حیوان غایب کیست؟
اگر پاسخ داده اید که اسکار برادر کوچک شیرشاه حیوان غایب است باز هم اشتباه کرده اید. یادتان رفته که فیل الان در یخچال است؟ پس حیوان غایب این جلسه باید فیل باشد! هدف از این سؤال این است که حافظه شما در به خاطر سپردن اطلاعات سنجیده شود.اگر تا این جا به سؤالات پاسخ درست نداده اید نگران نباشید. هنوز یک سؤال دیگر مانده است.
4- باید از یک رودخانه عبور کنید که محل سکونت کروکودیل هاست. شما قایق ندارید. چه می کنید؟
خیلی ساده است! به داخل رودخانه پریده و با شنا کردن از آن عبور می کنید. کروکودیل ها؟ آن ها الان در جلسه ای هستند که شیرشاه ترتیب داده! هدف از این سؤال این است که مشخص شود آیا از اشتباه های قبلی خود درس می گیرید که دوباره آن ها را تکرار نکنید یا خیر!
ارسال توسط حمیدرضا فرهنگی

۱۳۸۷ آبان ۲۷, دوشنبه

۱۳۸۷ آبان ۱۷, جمعه

حساسيت خودرو به بستني وانيلي



متن حكايت
بخش پونتياك شركت خودروسازي جنرال موتورز شكايتي را از يك مشتري با اين مضمون دريافت كرد: «اين دومين باري است كه برايتان مي نويسم و براي اين كه بار قبل پاسخي نداده ايد، گلايه اي ندارم ؛ چراكه موضوع از نظر من نيز احمقانه است! به هر حال ، موضوع اين است كه طبق يك رسم قديمي ، خانواده ما عادت دارد هر شب پس از شام به عنوان دسر بستني بخورد. سالهاست كه ما پس از شام راي گيري مي كنيم و براساس اكثريت آرائ نوع بستني ، انتخاب و خريداري مي شود. اين را هم بايد بگويم كه من بتازگي يك خودروي شورولت پونتياك جديد خريده ام و با خريد اين خودرو، رفت و آمدم به فروشگاه براي تهيه بستني دچار مشكل شده است.
لطفا دقت بفرماييد! هر دفعه كه براي خريد بستني وانيلي به مغازه مي روم و به خودرو بازمي گردم ، ماشين روشن نمي شود؛ اما هر بستني ديگري كه بخرم ، چنين مشكلي نخواهم داشت. خواهش مي كنم درك كنيد كه اين مساله براي من بسيار جدي و دردسرآفرين است و من هرگز قصد شوخي با شما را ندارم. مي خواهم بپرسم چطور مي شود پونتياك من وقتي بستني وانيلي مي خرم ، روشن نمي شود؛ اما با هر بستني ديگري راحت استارت مي خورد؟
مدير شركت به نامه دريافتي از اين مشتري عجيب ، با شك و ترديد برخورد كرد؛ اما از روي وظيفه و تعهد، يك مهندس را مامور بررسي مساله كرد. مهندس خبره شركت ، شب هنگام پس از شام با مشتري قرار گذاشت. آن دو به اتفاق به بستني فروشي رفتند. آن شب نوبت بستني وانيلي بود. پس از خريد بستني ، همان طور كه در نامه شرح داده شد، ماشين روشن نشد!مهندس جوان و جوياي راه حل ، 3 شب پياپي ديگر نيز با صاحب خودرو وعده كرد. يك شب نوبت بستني شكلاتي بود، ماشين روشن شد. شب بعد بستني توت فرنگي و خودرو براحتي استارت خورد. شب سوم دوباره نوبت بستني وانيلي شد و باز ماشين روشن نشد!
نماينده شركت به جاي اين كه به فكر يافتن دليل حساسيت داشتن خودرو به بستني وانيلي باشد، تلاش كرد با موضوع منطقي و متفكرانه برخورد كند. او مشاهداتي را از لحظه ترك منزل مشتري تا خريدن بستني و بازگشت به ماشين و استارت زدن براي انواع بستني ثبت كرد. اين مشاهده و ثبت اتفاق ها و مدت زمان آنها، نكته جالبي را به او نشان داد: بستني وانيلي پرطرفدار و پرفروش است و نزديك در مغازه در قفسه ها چيده مي شود؛ اما ديگر بستني ها داخل مغازه و دورتر از در قرار مي گيرند. پس مدت زمان خروج از خودرو تا خريد بستني و برگشتن و استارت زدن براي بستني وانيلي كمتر از ديگر بستني هاست.
اين مدت زمان مهندس را به تحليل علمي موضوع راهنمايي كرد و او دريافت پديده اي به نام قفل بخار(Vapor Lock) باعث بروز اين مشكل مي شود. روشن شدن خيلي زود خودرو پس از خاموش شدن ، به دليل تراكم بخار در موتور و پيستون ها مساله اصلي شركت ، پونتياك و مشتري بود.

متن از فائزه خادم بر گرفته از سایت راهکار های مدیریت

۱۳۸۷ آبان ۱۱, شنبه

13 اشتباه مهلک مدیران

13 اشتباه مهلک مدیران 1- عدم مسئولیت پذیری
2- عدم موفقیت در ایجاد پیشرفت کارمندان
3- سعی در کنترل نتایج به جای تاثیر بر افکار
4- پیوستن به یک گروه نامناسب
5- مدیریت یکسان بر افراد
6-فراموش کردن اهمیت سود
7- تکیه بر مشکلات به جای اهداف
8- دوست به جای رئیس
9- ناتوانی در ایجاد استانداردها
10- عدم موفقیت در آموزش به کارکنان
11- نادیده گرفتن بی کفایتی کارمندان
12- قدردانی صرف از کارمندان برجسته13
- سعی در تحت نفوذ قرار دادن دیگران پیشنهاد می کنم حتما کتاب مدیریت 1 دقیقه ای را بخوانید.
خیلی کتاب خوبیه کم حجم هم هست از اسپنسر جانسون و بلانچارد
متن از رویا صفری

كليدواژه‌ها: مسئله؛ مشكل؛ فرصت؛ تهديد؛ تفكر جانبي




الاغ پير فرصت طلب كليدواژه‌ها: مسئله؛ مشكل؛ فرصت؛ تهديد؛ تفكر جانبي كشاورزي الاغ پيري داشت كه يك روز اتفاقي توي يك چاه بدون آب افتاد. كشاورز هر چه سعي كرد نتوانست الاغ را از تو چاه بيرون بياورد. براي اينكه حيوان بيچاره زياد زجر نكشد، كشاورز و مردم روستا تصميم گرفتند چاه را با خاك پر كنند تا الاغ زود تر بميرد و زياد زجر نكشد.مردم با سطل روي سر الاغ خاك مي ريختند اما الاغ هر بار خاكهاي روي بدنش رو مي تكاند و زير پايش مي ريخت و وقتي خاك زير پايش بالا مي آمد سعي مي كرد روي خاكها بايستد. روستايي ها همينطور به زنده به گور كردن الاغ بيچاره ادامه دادند و الاغ هم همينطور به بالا آمدن ادامه داد تا اينكه به لبه چاه رسيد و بيرون آمد.نکته مدیریتمشكلات زندگي مثل تلي از خاك بر سر ما ميريزند و ما مثل هميشه دو انتخاب داريم. اول اينكه اجازه بدهيم مشكلات ما را زنده به گور كنند و دوم اينكه از مشكلات سكويي بسازيم براي صعود.الاغ در روبرو شدن با يك مشكل، به شكل ظاهري آن كه تهديد بود توجه نكرد بلكه با رويكرد متفاوت جنبه فرصت آن را يافت و آز آن بهره برد.


متن از رویا صفری