۱۳۸۷ مهر ۲۸, یکشنبه

ترجمه ی 7 عملکرد از مدیران رسید!!!!!

برنامه ریزی
برنامه ریزی فرایندی است در جهت تجهیز منابع سازمان و وحدت بخشیدن به تلاشهای ۀن برای نیل به هدفها و رسالتهای بلند مدت با توجه به امکانات و محدودیتهای بیرونی و درونی.
مهارتهای لازمه عبارتند از توانایی تعریف اهداف و ماموریت سازمان( آگاهی از ارزشها و جهانبینی حاکم برسازمان) ، داشتن دید کلان نگر و بلندمدت ،مد نظر داشتن پارامتر زمان،داشتن اطلاعات راجع به منابع وامکانات-انتظارات- محدودیتها اعم از بیرونی و درونی سازمان و لذا تناسب برنامه با توان اجرایی سازمان
سازماندهی
سازماندهی هدف کلی و ماموریت اصلی سازمان در قالب اهداف کوچکتر شکسته شده وتحقق آن میسر میشود.در سازماندهی وظایف و اختیارات و مسئولیتها ی واحدها و پستها مشخص شده و نحوه هماهنگی و ارتباط بین آنها معین میشود.
مهارتهای لازمه آن داشتن پویایی جهت سازماندهی مجدد،قدرت تطبیق با شرایط متغیر و متحول بیرونی،اطلاع از تکنولوژی های جدید و وضعیت سایر سازمانهای رقیب،قدرت تقسیم وظایف و کارها،توانایی انتخاب ساختار مناسب برای سازمان و ارتقائ ساختار موجود
کارگزینی
آشنایی با علم روانشناسی،آشنایی با برنامه ریزی منابع انسانی،تدوین استراتژی جذب-آموزش-توسعه منابع انسانی،مهارت ارزیابی عملکرد و مدیریت عملکرد
جهت دهی وهدایت
هدایت و رهبری به معنی نفوذ بر مرئوسان از طریق برقراری ارتباط با آنها در تحقق اهداف سازمان میباشد.
بنابراین مهمترین مهارت برقراری ارتباط موثر با افراد میباشد،داشتن قدرت نفوذ(شامل قدرت مرجع-قدرت قانونی –قدرت تخصص-قدرت پاداش و تنبیه)،آگاهی از علم روانشناسی و توانایی ایجاد انگیزش در افراد
هماهنگی وکنترل
هیچ فعالیتی در سازمان به موفقیت ختم نمی شود مگر با کنترل های لازم.به کمک کنترل مدیریت از نحوه تحقق هدفها و انجام عملیات آگاهی یافته و قدرت پیگیری و در صورت لزوم سنجش و اصلاح را دارد.
مهارتهای لازمه عبارتند از داشتن دید پیش نگر و هدایت کننده و نه صرفا"کنترل گذشته نگر(بازخور)به عبارتی کنترل موانع و مشکلات قبل از وقوع،توانایی شاخص گذاری برای سنجش نتایج،توانایی تعریف الگوهای مطلوب،توانایی تعیین نقاط استراتژیک یا کلیدی در کنترل
گزارش دهی
آشنایی با نرم افزارهای مورد نیاز طراحی(مانندoffice)،آشنایی با برنامه های کاربردی(application)مانند برنامه های فروش
بودجه بندی
آشنایی با علومی مانند مدیریت مالی،حسابداری

رابطه سيستمي وظايف مديريت
آنچه كه در مورد وظايف مديريت بايد ذكر شود اين است كه وظايف مديريتي بصورت يك فرايند خطي نيست. بلكه اين وظايف بصورت سيستمي به هم وابسته و مرتبط مي باشند. اين طور نيست كه مديران ابتدا برنامه ريزي سپس سازماندهي،‌ بعد از آن رهبري و در نهايت كنترل كنند. مديران اغلب اين وظايف را بصورت همزمان انجام مي دهند. علاوه بر اين هر وظيفه به وظايف ديگر بستگي دارد. براي مثال اگر شما با برنامه ريزي ضعيف شروع كنيد به هدف نخواهيد رسيد حتي اگر چيزها را به خوبي سازماندهي،‌ هدايت و كنترل كنيد. همچنين اگر شما با يك برنامه خوب شروع كنيد، اما بطور ضعيف سازماندهي و رهبري كنيد، اهداف ممكن است برآورده نشود. شكل 1-5 اين فرايند را نشان مي دهد Lussier 1997,12)). همچنانكه در شكل مشخص است هر كدام از وظايف مديريت يك جزئي از كل سيستم را تشكيل مي دهند و همانطور كه فلشهاي دوسويه مشخص كرده اند اين وظايف در ارتباط تنگاتنگ با هم بوده و در كل وظايف مديريت را تشكيل مي دهند.
متن از عماد آقاسی

هیچ نظری موجود نیست: